قهرمان ميرزا عين السلطنه

1284

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

قيطريهء امين السلطان ديده بود . سه مرتبه مىگفت مرا وزير دربار در حضور امين الملك با او صلح داد ، باز ازبس بد گفتم قهر كرديم . بىملاحظه حرف مىزند و خيلى زبان‌آور است . . . بارى خوب مطالب را تشريح مىكرد و اطلاع داشت . باز مختصر نوشتم . غروب بيرون آمده درب خانهء صدراعظم رفتيم . از ديشب شهر آمده اما بيرون نيامده همان اندرون است . كثرت جمعيت و ازدحام معركه بود . دور نيست اگر دو روز بيرون نيايد به اندرون بريزند . يكشنبه 27 - خانهء حضرت و الا رفتم . افخم الدوله با محمد حسن ميرزا ديروز را شمران رفته بودند . اول باغ ، بعد اطاق دربار تا عصر مشغول تماشا بودند . اين وزراى جديد اغلب روزها را در اطاق دربار حاضر مىشوند و بيشتر با همديگر زدوخورد دارند . هريك هم عليحده حضور مىروند و عرايض شفاهى خود را معروض مىدارند . خوش وضعى ندارند . ايران بىشخص اول كارش نمىگذرد . طلب رئيس و چراغ برق تمام كه جمع شده بودند احتشام السلطنه كه حالا در وزارت خارجه همه‌كاره است چند برات از كيف خود بيرون آورده به مشير السلطنه داده . او هم با كمال بىاعتنائى رد كرده كه پول ندارم . بعد احتشام السلطنه گفته است ملاحظه كنيد كه چقدر كارهاى ما و بىپولى ما آشكار شده كه براى اين شش هزار تومان طلب رئيس چراغ برق كه تبعهء بلژيك است روزى يك تلگراف از وزارت خارجهء بلژيك مىرسد و حالا شخص پادشاه بلژيك تلگرافى كرده كه هركس اين تنخواه را وصول كند شخص پادشاه از او امتنان پيدا كرده و تلگرافا تشكر خواهد نمود . باز فايده نكرده . خواست برات را در كيف بگذارد كه مشير الدوله متغير شده كه باز برات را در كيف مىگذارى . تو بايد روزى ده مرتبه كلاهت را با اين برات به زمين بزنى . آخر رسوا شديم از آبرو افتاديم . اين پولها چه شده ؟ كجا رفته ؟ كى خورده كه دولت براى شش هزار تومان اين‌طور در ميان دول بدنام بشود . فقير و پريشان هستيم اما نه آنقدر . نظام السلطنه - امين الملك افخم الدوله مىگفت روى صحبت با نظام السلطنه وزير ماليه بود . او هم جواب داد . ما به هركس حواله مىكنيم و حال آن‌كه ابوابجمعى دارد طفره مىزند . از من هم جز حواله نوشتن كارى برنمىآيد . وصول تنخواه با وزير داخله است . بسيار خوب از فردا من